الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

428

الغدير ( فارسى )

ديگرى در اين‌باره چنين مىگويد : - آنچه براى حارث بن نعمان و سرانجام كار او گذشت ، آشكارترين برهان است . - وى در قبال اختيار رسول خدا براى سعادت امّت بدحال و اندوهناك شد . - چندانكه از شدت كينه درهم پيچيد و در مدينه نزد پيغمبر آمد . - آنگاه گفت آنچه را كه در ترديد و انكار امر ولايت گفت و در نتيجه ، گرفتار انتقام و شكنجه الهى گرديد . ما نه از دوست و نه از دشمن كسى را نيافتيم كه در اين داستان طعن يا تكذيبى روا دارد ، بلكه در مقابل رجال اسناد آن كه تماما از ثقات هستند ، همگى اين داستان را پذيرفته و در برابر وقوع آن بىترديد تمكين كرده‌اند ، جز آنچه كه از ابن تيميّه رسيده است « 1 » ، چه تنها او وجوهى در ابطال حديث مذكور بيان كرده كه نمودارى از بدنهادى و كينه‌توزى اوست و پيوسته خوى ناپسند او در هرموضوع و مسئله چنين بوده كه در مقابل فرقه‌هاى اسلامى نسبت به امور مسلّم در نزد همگان ، در مقابل انكار و ماجراجويى برآيد و ما اينك سخنان او را به طور اختصار بيان مىكنيم و بدان پاسخ مىگوييم : وجه اول از اشكالات ابن تيميه وجه اول همانا داستان غدير در موقع بازگشت رسول خدا از حجّة الوداع بوده و مردم بر اين امر اتفاق كرده‌اند ، در حالى كه حديث مزبور حكايت از آن دارد كه چون اين خبر در بلاد شايع و منتشر شد ، حارث به نزد پيغمبر آمد ، در حالى كه آن حضرت در ابطح مكّه بود و طبيعت حال ايجاب مىكند كه اين امر در مدينه باشد . بنابراين ، سازندهء اين

--> ( 1 ) . ابن تيميه ، آن بازيگر ميدان انكار ضروريات و متجرّى در دشنام و بدگويى به مسلمانان و تكفير و گمراه شمردن آنان كه به همين علت از زمانى كه سخنان پوچ و هرزهء او منتشر شد ، تاكنون از طرف بزرگان علماى اهل سنت هدف تيرهاى نكوهش و ملامت واقع گشته است و در اين زمينه گفتار شوكانى كافى است ، آنجا كه مىگويد : محمد بخارى حنفى ( م 841 ) به بدعت‌گذارى و كفر او تصريح نموده و سپس با صراحت لهجه بيان داشته كه هركس ابن تيميه را شيخ الاسلام بنامد ، كافر است . البدر الطالع : 2 / 260 .